• تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۶
  • کد خبر : 8102
  • مشاهده :  -
  • چاپ خبر

شبی که دیّر با ولایت نفس کشید

خیابان‌ها بار دیگر میزبان مردمی شد که ۹۵ شب استوار و پیوسته کنار هم ایستاده‌اند؛ مردمی که این بار با رنگ و بوی غدیری به میدان آمده بودند.

دیری ها/ مهدی عبدی / شهرستان دیّر: بندر دیّر در نود و پنجمین شب از اجتماع مردمی خود، شبی متفاوت را تجربه کرد؛ شبی که همزمانی آن با عید بزرگ غدیر و سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره)، حال و هوایی ویژه به این گردهمایی بخشیده بود.

خیابان‌ها بار دیگر میزبان مردمی شد که ۹۵ شب استوار و پیوسته کنار هم ایستاده‌اند؛ مردمی که این بار با رنگ و بوی غدیری به میدان آمده بودند.

مراسم از همان آغاز با صحنه‌ای نمادین و تأثیرگذار همراه شد. حاضران دست در دست یکدیگر حلقه زدند؛ گویی پیمانی دوباره برای برادری و وفاداری بسته می‌شد. دستانی که در هم گره خورد، تصویر روشنی از پیوند دل‌ها با پیام غدیر و بیعتی تازه با امیرالمؤمنین(ع) بود؛ صحنه‌ای که شور و وحدت را در میان جمعیت موج‌وار به جریان انداخت.

در میان جمعیت، بانویی با قاب بزرگی از تصاویر امام خمینی(ره) و امام شهید در دست ایستاده بود. او آمده بود تا به زبان تصویر، یاد و راه رهبران انقلاب اسلامی را زنده نگه دارد و بیعت خود با آرمان‌های آنان را در این شب معنوی تجدید کند. کمی آن‌سوتر، بانوی دیگری دست‌نوشته‌ای در دست داشت با جمله‌ای که از دل تاریخ برآمده بود: «غدیری‌ام، سقیفه‌ای نیستم». جمله‌ای کوتاه اما پرمعنا که نگاه بسیاری را به خود جلب می‌کرد.

در میان ازدحام جمعیت، دختر نوجوانی با بشقابی از شیرینی در دست میان مردم می‌چرخید و به مناسبت جشن غدیر از حاضران پذیرایی می‌کرد. لبخندها و تعارف‌های صمیمانه، حال و هوای جشن را در فضای اجتماع بیشتر می‌کرد.

دقایقی بعد، گروه سرود دختران «طهورا» روی صحنه آمدند و اجرای زنده‌ای با مضمون غدیر و ولایت ارائه کردند. صدای هماهنگ و پرشور آنان با استقبال گرم جمعیت همراه شد و فضای مراسم را سرشار از شور و نشاط کرد.

پس از آن نوبت به مشاعره علوی رسید؛ جایی که دختران نوجوان با تسلط و مهارت خاصی اشعاری در وصف ولایت، امیرالمؤمنین(ع) و حال و هوای غدیر خواندند. هر بیت که خوانده می‌شد، تحسین و تشویق جمعیت را به همراه داشت.

در میان جمعیت، جلوه‌ای چشم‌نواز دیده می‌شد؛ بسیاری از حاضران سربندهای غدیری بر پیشانی بسته بودند و برخی نیز آن‌ها را بر مچ دست خود گره زده بودند. همین نشانه‌های کوچک، جلوه‌ای خاص و یکدست به اجتماع بخشیده بود.

همزمان بسیج جامعه زنان نیز بازارچه‌ای محلی برپا کرده بود؛ بازاری کوچک اما پررونق که در آن از مواد غذایی خانگی گرفته تا صنایع دستی و پوشاک عرضه می‌شد و فضایی صمیمی و مردمی به مراسم بخشیده بود.

در گوشه و کنار محل برگزاری، موکب‌ها نیز حال و هوای غدیری به خود گرفته بودند. برخی از آن‌ها فضای خود را با پرچم‌ها و نمادهای عید غدیر آذین کرده بودند. در میان جمعیت بانوان، میز کوچکی برپا شده بود که روی آن عکس‌نوشته‌هایی با مضامین مذهبی و انقلابی قرار داشت.

در یکی از موکب‌ها، پزشک متخصص قلب به عشق امیرالمؤمنین(ع) حضور یافته بود و بیماران را به صورت رایگان ویزیت می‌کرد؛ خدمتی که با استقبال مردم همراه شد. کمی آن‌سوتر، چند کودک و دختر نوجوان سرگرم نقاشی بودند و با رنگ‌های شاد، برداشت کودکانه خود از این شب جشن و اجتماع را روی کاغذ می‌آوردند.

مجری، کودکان و نوجوانان را به روی صحنه دعوت کرد. نوای آشنای سرود «سلام فرمانده» و دیگر سرودهای حماسی در فضا پیچید و کودکان با شور و حرارت خاصی پاسخ می‌دادند. در میان این شور، نوجوانی میکروفن را در دست گرفت و شعارهایی سر داد که جمعیت با صدایی رسا پاسخ می‌داد؛ صحنه‌ای که روح حماسه و همدلی را در میان حاضران زنده می‌کرد.

این‌گونه، نود و پنجمین شب اجتماع مردم بندر دیّر در حالی به پایان رسید که شور غدیر، یاد امام راحل و امام شهید و همدلی مردم درهم آمیخته بود؛ شبی دیگر از شب‌های اقتدار بندرنشینان و همسایگان خلیج فارس، مردمی که ۹۵ شب استوار و محکم به خیابان آمده‌اند و دستان یکدیگر را رها نکرده‌اند.

 

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.