• تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۳:۰۴
  • کد خبر : 7472
  • مشاهده :  -
  • چاپ خبر

مقاله‌ای ضد ایرانی محمد جواد ظریف در مجله فارن افرز

وزیر خارجه پیشین اخیرا مقاله‌ای در فارن افرز منتشر کرده است، محتوای این مقاله به گونه‌ای است که مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد که نویسنده مقاله، یک ایرانی است یا یک آمریکایی!

به گزارش پایگاه خبری دیری ها و به نقل از فارس: محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران اخیرا مقاله‌ای در فارن افرز منتشر کرده است. متن این مقاله به گونه‌ای است که اگر اسم نویسنده را حذف کنیم، مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد که نویسنده مقاله، یک ایرانی است یا یک آمریکایی!

ظریف در بخشی از این مقاله آورده است:«ایران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان دهد و از جنگ بعدی جلوگیری کند.»

ظریف در ادامه، علیرغم اینکه به عهدشکنی آمریکا در گذشته و خریدار نداشتن پیشنهاد مذاکره در میان عموم مردم ایران اذعان می‌کند، اما باز هم از امکان رسیدن به توافقی تازه با آمریکا سخن می‌گوید؛ توافقی که در آن ایران در برابر رفع تحریم‌ها، محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای خود بپذیرد، تنگه هرمز را بازگشایی کند و نوعی پیمان عدم تعرض متقابل را با واشنگتن دنبال کند.

این پیشنهاد همان منطق قدیمیِ «مذاکره به هر قیمت» و واگذاریِ امتیازهای روشن در برابر وعده‌های مبهم را بازتولید می‌کند. و همین‌جا است که مسئله اصلی آغاز می‌شود.

مشکل فقط این نیست که این پیشنهادها به تجربه‌های گذشته شبیه‌اند؛ مسئله این است که آن تجربه‌ها هنوز حل نشده‌اند. ایران بارها وارد چارچوب‌هایی شد که در آن، تعهداتش دقیق، فوری و قابل اندازه‌گیری بود، اما تعهدات طرف مقابل به زبانِ تفسیر، اراده سیاسی و امکان بازگشت گره خورده بود.

نتیجه هم روشن بود؛ هر بار که توازن تعهد و تضمین به هم خورد، توافق به جای اینکه سپرِ امنیتی باشد، به نقطه آسیب تبدیل شد. بنابراین، وقتی دوباره همان نسخه با واژگانی تازه و بسته‌بندی نرم‌تر ارائه می‌شود، طبیعی است که افکار عمومی آن را نه یک راه‌حل، بلکه یک بازگشتِ خطرناک به مسیر آزموده‌شده تلقی کند.

از این زاویه، مقاله ظریف بیشتر از آنکه یک طرحِ خروج از بحران باشد، شبیه یک دعوت دوباره به همان هندسهٔ نامتوازن گذشته است. او می‌خواهد از فرصت موجود برای رسیدن به توافق استفاده شود، اما توضیح نمی‌دهد چرا باید فرض کرد این‌بار رفتار آمریکا متفاوت خواهد بود. آیا ساختار تصمیم‌گیری در واشنگتن تغییر کرده است؟ آیا تضمینی وجود دارد که هر توافقی، با تغییر رئیس‌جمهور یا تغییر اولویت‌ها، به آسانی زیر پا گذاشته نشود؟.

از سوی دیگر، ظریف در این مقاله در اقدامی مسبوق به سابقه، عملاً میدان و دیپلماسی را در برابر هم قرار می‌دهد. او می‌کوشد بگوید که ادامهٔ جنگ فقط به فرسایش و خسارت بیشتر می‌انجامد و باید با توافق، از جنگ بعدی جلوگیری کرد. اما این گزاره در متن سیاسی ایران، بی‌واسطه به معنای کم‌رنگ‌کردن منطق بازدارندگی و ایستادگی خوانده می‌شود.

جامعه‌ای که سال‌ها با فشار، تهدید و تحریم زیسته، از هر گفتاری که بوی عقب‌نشینیِ و ضعف و انفعال بدهد، حساس می‌شود و واکنش منفی نشان می‌دهد. چرا که تجربه به او آموخته که عقب‌نشینیِ امروز، ممکن است مطالبهٔ فردا را بیشتر کند. در این معنا، مسئله فقط محتوای مقاله نیست، بلکه اثر سیاسی آن است؛ تولید تردید، تشویق دوگانه‌سازی و جاانداختن این تصور که راه عزتمندانه، الزاماً از مسیر امتیازدهی می‌گذرد.

همزمان با مقاله ظریف، پیام حسن روحانی رئیس جمهور پیشین ایران نیز منتشر شده است. این پیام هرچند با زبانی متفاوت نگاشته شده، اما خواسته یا ناخواسته در کنار مقاله ظریف، پازل دشمن را تکمیل می‌کند.

روحانی در این پیام، از ایستادگی، حفاظت از کشور، ضرورت اصلاحات و آمادگی برای پایان عزتمندانه جنگ سخن می‌گوید. اما این ترکیب، تا وقتی به طرح عملی تبدیل نشود، بیشتر به یک جمله‌بندی متوازن شباهت دارد تا یک نقشهٔ واقعی. اصلاحات کدام‌اند؟ پایان عزتمندانه با چه ابزار و تضمینی؟ و مهم‌تر از همه، آیا این زبان، به‌جای تقویت اعتماد عمومی، صرفاً فضای روانیِ ابهام را بازتولید نمی‌کند؟

جامعه از شعارهای نرم و کلی خسته است. مردم می‌خواهند بدانند هر موضعی، دقیقاً چه نسبتی با امنیت، معیشت، بازدارندگی و آیندهٔ کشور دارد. واژه‌های خوش‌صدا اگر به راه‌حل روشن نرسند، خیلی زود به بخشی از همان مسئله تبدیل می‌شوند.

نکته مهم‌تر این است که هر دو متن، به‌نوعی، مسئلهٔ اصلی ایران را از جای درست دور می‌کنند. مسئله ایران، صرفاً «توافق» نیست و نباید هم باشد. مسئله، تکرار چرخه‌ای است که در آن، طرف مقابل هر بار با ابزار فشار، ایران را به سمت واگذاری‌های بیشتر هل می‌دهد، بدون آنکه هزینهٔ قابل‌اعتمادی برای بدعهدی‌اش بپردازد.

اگر توافقی وجود داشته باشد که این چرخه را بشکند، باید درباره‌اش حرف زد؛ اما وقتی از همین ابتدا معلوم نیست ضمانت کجاست، تعهد کجاست، و هزینهٔ نقض تعهد بر عهدهٔ کیست، اصولاً چرا باید آن را راه‌حل دانست؟ صلحِ بدون تضمین، فقط آرامشِ موقت است؛ و آرامش موقت، در سیاست خارجی، گاهی مقدمهٔ ضربهٔ بعدی و ضربه سنگین‌تر می شود.

از همین رو، نقد مقاله ظریف و پیام روحانی، نقدِ اعتمادِ بی‌ضمانت، امتیازدهیِ نامتقارن و روایت‌سازیِ خوش‌ظاهر اما کم‌عمق است.

بهتر است آقایان روحانی و ظریف که الان مسئولیتی در ساختار اجرایی کشور ندارند، سکوت کرده و بیش از این مردم عزیز کشورمان را ناراحت و ناامید نکنند و اجازه دهند میدان و دیپلماسی، مسیر عزتمند خود را طی کرده و درسی فراموش نشدنی به دشمن بدهد

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.