- تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۹
- کد خبر : 4981
- مشاهده : - چاپ خبر
بحران خاموشی و بیآبی در بوشهر نفس مردم را بریده است
تابستان در بوشهر دیگر فقط یک فصل نیست؛ به کابوسی واقعی تبدیل شده است، در روزهایی که دمای هوا به بالای ۵۰ درجه میرسد و رطوبت بالای ۹۰ درصد، نفسکشیدن را دشوار کرده، مردم جنوب ایران نه تنها با گرمای طاقتفرسا، بلکه با بحرانهای پیدرپی قطع برق و بیآبی هم دست و پنجه نرم میکنند.
به گزارش پایگاه خبری دیری ها و به نقل از سورا، تابستان در بوشهر دیگر فقط یک فصل نیست؛ به کابوسی واقعی تبدیل شده است، در روزهایی که دمای هوا به بالای ۵۰ درجه میرسد و رطوبت بالای ۹۰ درصد، نفسکشیدن را دشوار کرده، مردم جنوب ایران نه تنها با گرمای طاقتفرسا، بلکه با بحرانهای پیدرپی قطع برق و بیآبی هم دست و پنجه نرم میکنند، این روزها برای مردم بوشهر، هر ساعت بدون برق، هر دقیقه بدون آب، تبدیل به شکنجهای بیپایان شده است.

کولرهایی خاموش در گرمای ۵۰ درجه
در خانههایی که پنکه و کولر تنها دلخوشی مردم در گرمای سوزان تابستان بودند، حالا چیزی جز وسایل تزئینی بیجان باقی نمانده است. برق که قطع میشود، همه چیز میایستد: یخچال، کولر، وسایل اکسیژن بیماران و حتی امید مردم. هیچ مسئولی نیست که جرئت کند چند ساعت در این شرایط طاقتفرسا زندگی کند، اما مردم بوشهر چارهای ندارند جز تحمل؛ چون نه پناهی دارند، نه انتخابی.
فریاد خاموش بیماران، سالمندان و کودکان
بیماران قلبی، کودکان خردسال، مادران باردار و سالمندان، اصلیترین قربانیان این بحران هستند. وقتی برق قطع میشود، دستگاههای اکسیژن از کار میافتد، داروها در یخچالها فاسد میشوند و گرمای بیرحم، زندگی را تهدید میکند. کوچهها و حیاطها، تبدیل به پناهگاههای موقت برای مردم شدهاند؛ پناه به سایههایی که هیچ بادی در آنها نمیوزد.
سفرهای بیفایده یا فرار از واقعیت؟
سؤال مردم ساده اما دردناک است: کدام مقام مسئول، حتی یک شب را در بوشهر بدون برق گذرانده؟ چرا هیچ وزیری، هیچ رئیسجمهوری حاضر نیست وسط تیر و مرداد، به بوشهر سفر کند و در دل بحران، درد مردم را با تمام وجود لمس کند؟ چرا همه بازدیدها باید در بهار و زمستان باشد، زمانی که هوا خنک است و کولرها کار میکنند؟
تبعیضی که جان میگیرد
در زمستان، پویشهای “دو درجه کمتر” راه میافتد تا مردم پایتخت از سرما آسیب نبینند. اما برای گرمای کُشنده جنوب چه؟ برای مردمی که در دل سوزان خلیج فارس زندگی میکنند، نه پویشی هست، نه بستهای حمایتی، نه حتی یک عذرخواهی. همیشه نفت جنوب برای دیگران است، گازش برای دیگران، دریا و بندرش برای توسعه کشور؛ اما مردمش، فقط برای تابآوردن و فراموش شدن.
مردمی که دیگر صدایشان شنیده نمیشود
مردم بوشهر سالهاست خودشان را ساختهاند؛ از صیادی و کارگری گرفته تا کشاورزی در زمینهای خشک. اما حالا وقتی حتی آب و برق هم در اختیارشان نیست، از چه باید دلخوش باشند؟ وعدههای بیپایان، جلسات بیثمر، و مسئولانی که حتی یکبار تجربه این رنج را نداشتهاند. در این شرایط، بودن یا نبودن دولت برای بسیاری از مردم، دیگر تفاوتی ندارد.
یک مطالبه ساده: «ببینید، بشنوید، کاری بکنید»
مردم بوشهر فریاد میزنند: چرا همیشه فراموش میشویم؟ چرا جان ما از جان دیگران بیارزشتر شمرده میشود؟ اگر مسئولان فقط یکبار واقعاً در دل این جهنم قرار بگیرند، شاید بفهمند مردم جنوب ایران چطور زندگی میکنند. شاید آنوقت بفهمند، تابستان در بوشهر، فقط یک فصل نیست؛ یک بحران دائمی است.
در پایان، این گزارش یک پیام ساده دارد: ببینید، بشنوید، کاری بکنید… پیش از آنکه خیلی دیر شود.
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0